کبود » گالری عکس » بیوگرافی وحید و سعید شیخ زاده + صاحب جمعی همسر رضا شاهرودی

بیوگرافی وحید و سعید شیخ زاده + صاحب جمعی همسر رضا شاهرودی

بیوگرافی وحید و سعید شیخ زاده + صاحب جمعی همسر رضا شاهرودی

وحید شیخ زاده و برادرش سعید شیخ زاده

وحید و برادرش سعید

رضا شاهرودی و همسرش نیلوفر صاحب جمعی

رضا شاهرودی و همسرش نیلوفر صاحب جمعی و باجناقش وحید شیخ زاده

وحید شیخ زاده و رضا شاهرودی

 

سعید شیخ‌ زاده (متولد ۲۷ آذر ۱۳۵۷ تهران)، بازیگر، مجری، گوینده و مدیر دوبلاژ است.

وی از سال 1368 زمانی که فقط ده سال داشت با بازی در فیلم مرگ پلنگ به دنیای بازیگری روی آورد. در این فیلم به جای خود صحبت کرد و این سرآغازی برای ورود به دنیای دوبله نیز بود.
شاخص ترین کار او در دوبله مجموعه فیلمهای هری پاتر بود که در نقش هری پاتر صحبت کرد.

از جمله فیلم های که در کودکی و نوجوانی ایفاگر نقش های آن بوده میتوان از خوش خیال-چاق و لاغر-مرگ پلنگ-دره شاپرک ها-علی و غول جنگل و …. نام برد.
و در جوانی فیلم هایی همچون نفس سنگ-بازی پنهان-غریبانه-سالهای مشروطه و… بازی کرد.

کارهای اجرا: شیر طلایی – برنامه ی سیمای خانواده – با ما اینجا – چند قسمتی از جشنواره کیش – هرچی شما بگین و …

همچنین در انیمیشن هایی چون: شکارچیان اژدها – شکرستان – بن تن و…
و فیلمهایی چون مجموعه هری پاتر – ارباب حلقه ها – پرستاران و… در نقش شخصیت های اصلی سخن گفت.

 

وحيد شیخ زاده

فرزند سوم خانواده هستم، اگر به ترتيب خواهر و برادرهايم را معرفي كنم ،اول خواهرم دوم سعيد، بعد خودم؛ فريد، نويد و آخرين برادرم شايان است،از بين برادرانم فريد در حدود هشت فيلم و نويد در حدود چهار فيلم بازي كرده‌اند و چون علاقه چنداني به بازيگري نداشتند اين حرفه را كنار گذاشتند اما من و سعيد كارمان را به لطف خدا ادامه داديم البته گفتني است در كار من وقفه‌اي 9 ساله افتاد كه تقريبا از اواخر سال 88 دوباره فعاليت هنري‌ام را شروع كردم و فعاليتم را به طور خيلي جدي‌تر مي‌خواهم ادامه بدهم.

بازيگري شغل اول من است

در سال 80 در فيلم «بازي پنهان» به كارگرداني «شاهپور غريب» ايفاي نقش كردم كه به نظرم جزو سريال‌هاي موفق آن زمان بود كه من و سعيد در نقش پسرخاله هم بازي بوديم ،بعد از آن كار، خيلي به من پيشنهاد بازي شد اما متاسفانه قبول نكردم و با كسب و كار و يك مغازه و باشگاه بيليارد براي خودم سرگرمي درست كردم اما اين اواخر احساس كردم از بازيگري خيلي دور شدم و انگار چيزي از وجودم كم شده بود، فهميدم كه بايد بازيگري را دوباره ادامه بدهم، چون علاقه قلبي‌ام بازيگري بود. بازيگري شغل اول من است و در كنار اين كار شايد شغل ديگري داشته باشم، اما فكر و ذهنم تمام به سينما و تلويزيون است.

بازيگري يا گويندگي 

بازيگري را بيشتر از گويندگي دوست دارم، اما اين طور نيست كه به گويندگي علاقه نداشته باشم، كار گويندگي را هم، همزمان با بازيگري كنار گذاشتم و از عالم هنر دور شدم .چون سعيد زمان بيشتري را به كار گويندگي اختصاص مي‌دهد، نمي‌خواهم هر دو يك راه را ادامه بدهيم، اما اگر روزي پيش بيايد و سعيد احساس كند كه من هم مي‌توانم جايي در دوبله ايران را بگيرم حتما اين كار را انجام مي‌‌دهم ودر كنار بازيگري در اين زمينه فعاليت مي‌كنم.

بازيگري شيطنت را از من گرفت

برادرم سعيد معرف بيشتر هنردوستان است؛ او از سال 68 بازيگري را آغاز كرد و ماجراي بازيگري من هم از اين جا شروع شد كه: در فيلم آباداني‌ها، كه سعيد در آن فيلم بازي مي‌كرد قرار بود پسر بچه‌اي در نقش برادر او باشد و به همين دليل آقاي عياري خواستند من را ببينند و تستي از من بگيرند، اوايلش خيلي تمايل به بازي نداشتم در واقع به بازيگري علاقه نداشتم، اما با اين وجود در سال 70 فيلم آباداني‌ها را بازي كردم و بعد از آن كار، علاقه مندي‌ام كم كم به بازيگري بيشتر شد، اما درست بعد از ورودم به بازيگري شيطنت‌هاي كودكانه‌ام كم شد و هميشه حتي در محيط خانه، كودكي آرام بودم و بيشتر اطرافيانم من را مرد كوچك خانواده صدا مي‌زدند و هميشه مي‌گفتند مردانه رفتار مي‌‌كنم و بيشتر از سنم مي‌فهمم.

زندگي آرام با شيما صاحب جمعي

بايد بگويم كه همزمان با گواهينامه رانندگي! در سال 80 ازدواج كردم و زندگي مشتركمان را از صفر شروع كرديم و پله پله جلو آمديم و الان زندگي خوبي داريم، همسرم طراح گرافيك است و گريمور البته به صورت آزاد نه براي سينما و تلويزيون. ما در سال 80 ازدواج كرديم و يازده سال از قدمت ازدواج ما مي‌گذرد نام همسرم شيما صاحب جمعي و از خانواده‌اي معتبر و اصيل كرمانشاهي است ما زندگي فوق العاده آرام و بي‌‌دغدغه‌اي داريم، هم سن و سال هم هستيم و يك جورايي با هم بزرگ شديم. همسرم خيلي راجع به كارهاي من نظر مي‌دهد، تشويقم مي‌كند هميشه به من محبت دارد و با كمك‌هاي او دلگرم مي‌شوم و سركار مي‌روم، هميشه نظرات مثبت و خوبي مي‌دهد و حتي گاهي من را نقد هم مي‌كند، از آن جا كه برايم مهم است كاملا خودم را تصحيح كردم.

رضا شاهرودي باجناق خوبم

به شدت علاقه به ورزش دارم، چون باجناق من آقاي «رضا شاهرودي» فوتباليست اسبق پرسپوليس و تيم ملي است. اگر فرصت باشد هر روز هم با او براي ورزش مي‌روم و فوتبال هم بازي مي‌كنم؛ در كنار اين ورزش علاقه شديدي به بيليارد و اسنوكر دارم و زمان‌هاي خالي‌ام را به اين قضيه اختصاص مي‌دهم، توچال مي‌روم، از سفر رفتن لذت مي‌برم، براي عيد‌ها عاشق اين هستم با برادرها و خانواده‌ام به سفر شمال برويم و خلاصه اين كه در آن جا خيلي خوش مي‌گذرد.

شاهرودي: باجناق‌هاي خوبي هستيم

بعد از بازنشستگي از فوتبال به عنوان مربي در باشگاه‌ها فعاليت داشتم ؛چند سالي از زندگي مشتركم با خانم صاحب جمعي مي‌گذرد، دو فرزند دختر سه سال و نيمه داريم كه دوقلو هستند , به نام‌هاي «ايشنا و دينا» كه بسيار دوستشان داريم. رابطه من و همسرم صميمانه است و هيچ مشكلي با هم نداريم، هميشه با هم در مشورت هستيم حتي براي كارهاي كوچك، به نظرم هيچ ايرادي ندارد كه يك مرد با همسرش در زمينه‌هاي مختلف مشورت كند.

پشيمان نيستم

از انتخاب فوتبال پشيمان نيستم؛ چون فوتبال علاقه و هدف من بود و جدا از اين كه شغل و حرفه اصلي‌ام است؛ اين ورزش به من كمك كرده تا سلامت بمانم و به شكر خداوند تا به امروز همه چيز خوب بوده است. الان هم پس از اتمام دوران فوتبالم بيزينس آزاد دارم و در كنار آن اگر مربيگري تيمي را هم به عهده بگيرم، شغل اصلي من مربيگري فوتبال است. در حال حاضر در باشگاهي مشغول نيستم شايد در فصل آينده پيشنهادي باشد كه روي آن فكر و بررسي كنم.

پيشنهاد سينمايي

از او مي‌‌پرسيم از خانواده و خويشاوندي با وحيد شيخ‌زاده بگوييد و آيا رابطه شما مثل باجناق‌هاي ديگر است؟ مي‌گويد: «آقا وحيد از نظر سني كوچك‌تر و قديمي‌تر، اما از من زرنگ‌تر است و زود‌تر آستين بالا زده، جداي از باجناق بودنمان با هم دوستي صميمي داريم. من و وحيد با هم به مجموعه ورزشي انقلاب مي‌رويم، فوتبال بازي مي‌كنيم و جالب‌تر اين كه نقطه مشترك بين من و وحيد اين هست كه هر دومان چپ پا هستيم. با وحيد خاطرات زيادي دارم مثلا وقتي مسافرت مي‌رويم من الكي به وحيد تعارف مي‌كنم كه من خريد مي‌كنم تو نرو من مي‌روم و مدام به او مي‌گويم؛ او هم خودش متوجه مي‌شود و آخرش هم خريد مي‌كند، اين يك عادت است و كلي با هم مي‌خنديم.» رضا شاهرودي در ادامه مي‌‌گويد: «از طرف خانم پوران درخشنده براي بازي در يك فيلم پيشنهادي داشتم اما تصميم گرفتم بازيگر نباشم و همان فوتباليست باقي بمانم و تنها به اين حرفه فكر كنم.» شاهرودي در پايان مي‌‌گويد: «خدا را شكر به اهدافم رسيدم حتي در زمان كودكي كه به فوتباليست شدن فكر مي‌كردم اين تصور در ذهنم نبود كه به اين سطح از فوتبال برسم؛ اما اگر مصدوميت‌ها گريبان گير من نمي‌شد ممكن بود خيلي بهتر پله‌هاي ترقي را طي كنم.

هيچ نعمتي بالاتر از سلامتي نيست و اميدوارم تمام خانواده‌ام (همسر، دخترانم، مادر و برادرانم) هميشه سلامت باشند.»

گفتگو با شيما صاحب‌جمعي همسر وحيد شيخ‌زاده

متولد سال 1361 هستم، رشته تحصيلي‌ام گرافيك است ودر حال حاضر در يك سالن زيبايي مشغول به كار ميكاپ مي‌‌باشم، خوشحالم كه همسر يك هنرمندهستم و جالب است بدانيد كه نيلوفر خواهر بزرگ‌تر من، همسر رضا شاهرودي است.

بچه بوديم كه ازدواج كرديم

من و وحيد در سن خيلي پايين ازدواج كرديم و به قول معروف بچه بوديم كه زندگي مشترك‌مان را آغاز كرديم. اما با اين وجود زود به تفاهم رسيديم و هنوز هم به يكديگر بسيار علاقه‌مند هستيم. 11 سال از زندگي مشترك‌مان مي‌گذرد و در اين سال‌ها دوران خوبي با هم داشتيم خيلي با هم راحت و صميمي هستيم و خدا را شكر در همه موارد با هم خوب كنار مي‌آييم، بايد بگويم من و وحيد درك خوب و بالايي از هم داريم .من هميشه مي‌گويم اگر 10 بار ديگر هم به دنيا بيايم در 18 سالگي و باز هم با وحيد ازدواج مي‌كنم، يكي از علت‌هاي تفاهم زياد ما هم تاريخ تولد‌هاي‌مان است كه در يك سال و يك ماه مي‌‌باشد در واقع كارهايي كه آن زمان انجام مي‌داديم همه خاطره بوده و وقتي الان به آنها فكر مي‌كنيم جالب و خنده‌دار است. او مي‌‌گويد:

نيلوفر متولد 1356 و از من كوچك‌تر است، او همسر رضا شاهرودي فوتباليست و بازيكن سابق تيم پرسپوليس است. نيلوفر و رضا 5 سالي هست كه ازدواج كرده‌اند و قبل از آن هم نامزد بودند، به خاطر سفرهاي رضا براي بازي در كشورهاي مختلف كمي ازدواج آنها طولاني شد، اما خدارا شكر الان زندگي خوبي با هم دارند و حاصل زندگي مشتركشان دو دختر دوقلوي خوشگل و ناز به نام‌هاي «دينا» و «يشنا» كه بسيار شيطون و شيرين هستند، همه خانواده عاشق شيرين زباني آنها هستند. نيلوفر مهندس كامپيوتر و خانه‌دار است و دو قلوها با شيطنت‌هاي‌شان فرصت سركار رفتن براي خواهرم نمي‌گذارند.

گفتني است ما چهار بچه هستيم سه دختر و يك پسر كه نيلوفر خواهر دوم من است و من يك خواهر بزرگ‌تر از نيلوفر و يك برادر كوچك‌تر از خودم هم دارم كه خواهر بزرگ من يك دختر و يك پسر دانشجو دارد. هر روز خواهر و مادرم را مي‌بينم چون خانه‌هاي ما نزديك به هم قرار دارد.

آشنايي‌هاي اتفاقي

تمام دوستان و آشنايان ما مي‌گويند خانواده خوش‌شانسي هستيد كه يك خواهر با فوتباليست و خواهر ديگر با يك هنرپيشه ازدواج كرده اما اين آشنايي‌ها خيلي اتفاقي بوده در واقع قسمت اين طور بوده است.

دوست دارم هميشه هنرمندانه زندگي كنم

من به كار بازيگري از بچگي خيلي علاقه‌مند بودم ولي نه براي خودم، چون هيچ وقت روي بازي كردن جلوي دوربين را نداشتم، ولي به كارهاي هنري واقعا علاقه مند هستم و علاوه بر كارهاي هنري، به صورت جدي و مداوم نقاشي مي‌كنم و دوست دارم هميشه هنرمندانه زندگي كنم گفتني است كارم را در سالن زيبايي دوست دارم و هيچ وقت دوست نداشتم در سينما يا پشت صحنه باشم.

حس مسئوليت خواهرانه

يادم مي‌آيد دوران مدرسه هميشه نيلوفر خيلي مراقبم بود و حس مسئوليت عجيبي نسبت به من داشت. به نظرم آنقدري كه نيلوفر روي من حساس بود مادرم اين طور نبود با اين كه مادرم هم مقرراتي و حساس بود اما خواهرم به خاطر علاقه‌اي كه به من داشت نگرانم بود هنوز هم با گذشت زمان مرور اين خاطرات برايمان جالب است.

زندگي فقط صبر و حوصله

به نظر من، جوان‌هاي امروزي صبر كمتري در زندگي زناشويي دارند و براي رسيدن به موفقيت و هدفشان حوصله نمي‌كنند، به عقيده من مرور زمان خود به خود تمام مشكلات را از بين مي‌برد، درست است كه زندگي‌ها سخت شده، اما با كمي تحمل و درست انديشه كردن همه مشكلات زندگي هموار مي‌شود.

سعيد شیخ زاده

اولين كار هنري‌ام را در سال 1368 به صورت اتفاقي و براي تست در فيلم مرگ پلنگ به كارگرداني «فريبرز صالح» آغاز كردم، بعد از بازي در اين فيلم مرتب به من كار پيشنهاد مي‌شد و اگر اشتباه نكنم بعد از اين فيلم در فيلم‌هاي ياران و سفر جادويي بازي كردم. شايد بازيگر شدن من، در انتخاب وحيد تاثير گذاشت چون در دوران كودكي بود و با تماشاي كارهاي من جرقه‌هايي در ذهن او زده مي‌شد، بايد بگويم وحيد استعداد فوق‌العاده‌اي دارد.

خاطرات مشترك

بازي و شيطنت خاطره مشترك بين ما دو برادر است هميشه با هم بوديم مثلا من فيلم مي‌ساختم و وحيد براي من در فيلم بازي مي‌كرد و در اين فيلم‌هاي كوتاه وحيد هميشه نقش اول را داشت هنوز هم گاهي وقت‌ها از اين كارها مي‌كنيم و بازهم وحيد نقش اول فيلم‌هاي من را دارد. چون شغل من و وحيد مشترك است ما رابطه صميمي‌تري داريم، البته به اين معنا نه كه با خواهر و برادرانم رابطه خوبي نداشته باشيم، اما حس و حال و حرف‌هاي مشترك بين ما بسيار زياد‌تر است.

بازيگري يا دوبله

من به گويندگي و بازيگري به يك چشم نگاه مي‌كنم و هر دو آنها به يك اندازه برايم اهميت دارند، چون اول بازيگر بودم، بعد گوينده شدم، درست است كه در حال حاضر بيشتر كار دوبله را دنبال مي‌كنم، اما بازيگري شغل اصلي من است و اولويت من در كاري است كه خوب باشد و مجزا كردن هنر دوبله و بازيگري برايم معنايي ندارد.

از بين كارهايي كه دوبله كردم شخصيت «هري پاتر» را بيشتر دوست دارم. به جاي هنرپيشگان زيادي مثل «بازيگران ‌هاليوودي» صحبت كردم اما به هر حال (هري پاتر) در اين سال‌ها به خصوص بين نوجوانان خيلي معروف‌تر بود. به نظرم كارهايي كه در آنها ايفاي نقش كردم كارهاي خوبي از آب در آمد اما آباداني‌ها، سفر جادويي و سريال غريبانه شاخص‌تر بود وخدارا شكر كارهايي را كه دوست نداشتم، بازي نكردم. از زماني كه مدير دوبلاژ شدم، مسئوليتم سنگين‌تر شده و علاوه بر اين كه سركار در حال تمرين هستم در منزل هم ديالوگ‌ها را مرتب مي‌كنم و خلاصه وقتم كاملا پر مي‌شود.

دوست داشتم فوتباليست شوم

از او مي‌‌پرسيم بچه كه بوديد فكر مي‌كرديد خلبان مي‌شويد يا مهندس؟

هيچكدام، اما صادقانه بگويم در دوران كودكي به هيچ عنوان فكر نمي‌كردم روزي بازيگر شوم و بيشتر به فوتباليست شدن فكرم معطوف بود، حتي تا قبل از بازي در اولين فيلمم علاقه‌اي به بازي نداشتم، اما حالا دوست ندارم كه آن را از دست بدهم.

آقا سعيد مي‌‌گويد: «ورزش را خيلي دوست دارم و از نظر من شغل ما يك جورايي به ورزش مرتبط است چون كسي كه بازيگري و گويندگي مي‌كند بايد علاوه بر نقش خوب اندام مناسبي هم داشته باشد. خيلي دوست دارم كه شرايطي فراهم شود و فيلمي بسازم، حتي ذهنم را براي اين موضوع درگير كردم و جزو اهداف نزديكم قرار دادم و مي‌خواهم در سال جديد بيشتر جلوي دوربين باشم.»

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز