کبود » گالری عکس » عکس کیمیا علیزاده ( تکواندو کار ) و پدرش + بیوگرافی و مصاحبه

عکس کیمیا علیزاده ( تکواندو کار ) و پدرش + بیوگرافی و مصاحبه

عکس کیمیا علیزاده ( تکواندو کار ) و پدرش + بیوگرافی و مصاحبه

عکس کیمیا علیزاده ( تکواندو ) و پدرش + بیوگرافی و مصاحبه (2) عکس کیمیا علیزاده ( تکواندو ) و پدرش + بیوگرافی و مصاحبه (1)

کیمیا علیزاده با نام کامل کیمیا علیزاده زنورین (زاده ۱۹ تیر ۱۳۷۷ کرج) تکواندو کار است.

او اولین مدال تاریخ تکواندوی زنان ایران را در مسابقات قهرمانی جهان که در سال ۲۰۱۵ در روسیه برگزار شد، کسب کرده‌است. او در مسابقات جهانی در وزن ۵۷- کیلوگرم شرکت داشت.

کیمیا علیزاده با کسب مدال طلا در مسابقات تکواندو قاره‌ای کسب سهمیه المپیک در مانیل فیلیپین، جواز حضور در بازیهای المپیک ریو ۲۰۱۶ را کسب کرد.

 

از هشت سالگی وارد تکواندو شدم

هشت ساله بودم که بعد از امتحانات دی ماه تصمیم گرفتم یک رشته ورزشی را به طور تفریحی آغاز کنم. البته برایم فرقی نمی کرد که چه رشته ای باشد. کنار منزلمان در کرج باشگاهی با نام تندرستی قرار داشت که تکواندو مناسبترین رشته برای من در آن دوران بود. البته آن باشگاه در حال حاضر به یک مغازه چاپ بنر تبدیل شده است.

 

10 سالم بود مسابقه ساعی در المپیک را تماشا می‌کردم

در المپیک پکن در حالی که ده ساله بودم مبارزات هادی ساعی را در المپیک دنبال می کردم و می گفتم ای کاش روزی من هم مدال جهانی کسب کنم. در المپیک لندن نیز رقابت سوسن حاجی پور را پیگیری می کردم و دوست داشتم روزی به المپیک برسم. حالا با شرایط پیش رو امکان رفتنم به المپیک زیاد است و به نوعی بسیاری از آرزوهایم محقق شده است.

 

می‌خواستم تکواندو را کنار بگذارم

اوایل خانواده ام علاقه داشتند که به طور تفریحی تکواندو را ادامه دهم اما با وارد شدن به دنیای قهرمانی مسیرم عوض شد. از زمانی که مدال گرفتم انگیزه ام برای ادامه کار بیشتر شد اما بعد از رقابت های قهرمانی نوجوانان جهان به دلیل اینکه فشار زیادی را تحمل می‌کردم تصمیم جدی برای خدافظی از تکواندو گرفتم. با اینکه مجوز حضور در المپیک نوجوانان در نانجینگ را هم بدست آورده بودم اما نزدیک به یک ماه از اردوها دور شدم و دیگر نمی خواستم به تکواندو برگردم.

 

مچ پایم از هفت‌جا دچار در رفتگی شد

در مسابقات جهانی نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آسیب دیدم. درد زیادی در ناحیه مچ پایم احساس می کردم اما فکر نمی کردم مهم باشد. بعد از بازگشت به ایران به مطب پزشکم که مراجعه کردم فهمیدم مچ پایم از هفت جا دچار در رفتگی شده بود. بعد از ام آر آی هم دکتر تشخیص داد که رباط مچم دچار پارگی شده است و به مدت چهار هفته پایم در آتل بود. تنها شانسی که آوردم این بود که تنها یک رباطم دچار پارگی شده بود. در حال حاضر هم پایم را فیکس کنم و در مبارزه و تمرینات حواسم باشد که مشکلی پیدا نکنم.

 

با ذهنم بازی می‌کنم!

من با ذهنم خیلی بازی می کنم و مسیر زندگی‌ام را با ذهنم می سازم. آمادگی ذهنی برایم خیلی مهم است. این اتفاق خوب است اما در برخی موارد به ضررم است زیرا اگر از لحاظ ذهنی آماده نباشم بهم میریزم و شرایطم بد می شود. من آدم تلقینی هستم. به طور مثال اگر در آغاز مبارزه ام با گرمکن تا پای شیاپ چانگ برم تا آخر مبارزاتم با همان گرمکن باید بروم یا اگر حوله دور گردنم بیاندازم تا پایان مبارزات همانطور می روم. مساله تلقینی بودن من را کادر فنی هم می داند. در رقابت های گرند پری قبل از هر مبارزه‌ام هم تیمی های خودم خدابنده و ایزدی را بغل می کردم و به شیاپ چانگ می رفتم. در مبارزه آخر یادم رفت که این کار را بکنم که مربی‌ام گفت کیمیا بغل کردن دوستانت فراموش نشود!

 

برای هر مسابقه 8 کیلو کم می‌کنم

من در حالت عادی 65 کیلو هستم اما در نزدیک به اعزام مجبورم که هشت کیلو وزن کم کنم و در وزن 57- کیلوگرم مبارزه کنم. خیلی سخت است که مدام مراقب وزنم باشم. نمی توانم هر چیزی بخورم و در چند روز مانده به مسابقات حتی آب هم نمیخورم.

 

دوم دبیرستان را دوبار خواندم

من به دلیل حضور در اردوها و مسابقات در ماه های خرداد و شهریور سال گذشته نتوانستم در امتحانات شرکت کنم و مجبور شدم سال دوم دبیرستان را دو بار بگذرانم. در این مدت آموزش و پرورش همکاری لازم را با من نکرد. بالاخره ورزش این سختی ها را هم دارد. خوشبختانه خانواده ام من را درک می کنند و اجازه دادند که ورزش را نیز در اولویت قرار دهم. درسم خوب است اما تا قبل از اینکه در اردوها باشم برای مدرسه بیشتر وقت می‌گذاشتم. در حال حاضر نیز در رشته تجربی تحصیل می کنم.

 

یک قهرمان هم از سوسک می‌ترسد!

زندگی قهرمانی یک ورزشکار متفاوت است اما مانند تمام مردم کارهای متفرقه را انجام می دهد. کسانی که من را می شناسند وقتی من را در حال خرید می‌بینند می گویند مگر قهرمان هم خرید می کند! و یا وقتی از سوسک می ترسم طعنه می زنند که قهرمان مملکت که از سوسک بترسد وای به حال بقیه مردم( باخنده)

 

تکواندو مثل کوهنوردی می‌ماند!

به جز تکواندو عاشق کوهنوردی هستم. در برنامه های چند روزه کوهنوردی شرکت می کنم. آرامشی که در کوه دارم را هیچ کجا ندارم. در کوه آمادگی ذهنی لازم را به دست می آورم. از نظر من تکواندو با کوهنوردی مرتبط است. در مسابقات هدف نهایی خود را مثل یک کوه در نظر می گیرم و وقتی خود را نزدیک به صعود می بینم، با خود می گویم چند قدم مانده به صعود قله و کوچکترین اشتباه باعث سقوطم می شود.

 

مدال المپیک آخرین هدفم نیست

هدف‌های خود را بعد از المپیک می گویم. المپیک هم به نوعی پله ای برای رسیدن به هدف بزرگترم است. در اصل مدال المپیک هم هدف پایانی من نیست.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز