کبود » گالری عکس » عکس شهرام قائدی و همسرش و دخترش سارینا و خانواده + بیوگرافی

عکس شهرام قائدی و همسرش و دخترش سارینا و خانواده + بیوگرافی

عکس شهرام قائدی و همسرش و دخترش سارینا و خانواده + بیوگرافی

شهرام قائدی و همسرش عکس بیوگرافی

شهرام قائدی و همسرش و فرزندش

شهرام قائدی و دخترش سارینا عکس (1)

شهرام قائدی و دخترش سارینا

شهرام قائدی و خواهرش خانواده اش

شهرام قائدی و خواهرش

مادر شهرام قائدی

شهرام قائدی و مادرش

شهرام قائدی و فرزندش (2) شهرام قائدی و فرزندش (1) شهرام قائدی و دخترش سارینا عکس (2)

شهرام قائدی متولد ۳۱ مرداد ۱۳۵۴ در شهر قیر و کارزین استان فارس، بازیگر است

نام اصلی اش ابراهیم و فرزند آخر خانواده است، تحصیلاتش را تا دیپلم بیشتر ادامه نداده، او متاهل است و زندگی جالبی دارد، ورزش حرفه ای رو همیشه دنبال میکند

 

شروع فعالیت و شهرت

سال ۱۳۷۰ از شهرستان به تهران مهاجرت کرد و در ۱۹ سالگی، سال ۱۳۷۳ در کلاس های آموزش بازیگری امین تارخ شرکت کرد و بواسطه او در سال ۷۴ به کارگردانای مشهوری چون گلاب آدین وثطب الدین صادقی معرفی شد، حضورش در سریال رمضانی پنجمین خورشید در سال ۸۸ چهره او را محبوب کرد البته سریال قرارگاه مسکونی سال ۸۵ نیز چهره او را به مردم شناساند

 

ازدواج با دختر دایی

شهرام قائدی با دختر دایی خود ازدواج کرده است ئ یک دختر بنام سارینا دارد

ورودش به حرفه ای بازیگری با مخالفت پدرش شروع شد تا جایی که او حمایت های مالی خود را از وی برداشت، پدرش از ملاکان و زمین داران بنام شیراز بود، پدر خانومش که دایی وی میباشد هم از بازاری های مرفه آن زمان بود

 

 

سارینا دختری منتقد

سارینا به‌ شدت منتقد خوبی است. بهتر است بگویم که یک منتقد بی‌ رحم  زمانی که بحث نقد فیلم‌ های من در میان باشد، اصلا تعارف نمی‌ کند که من پدرش هستم و به راحتی نقد میکند. گاهی آنچنان بی‌ رحمانه حضور من در یک فیلم را نقد می‌ کند که من در جواب می‌ گویم اگر این کار را بازی نمی‌ کردم، پس چه کسی پول شهریه یا خورد و خوراک تو را می‌ داد و البته سارینا هم در جواب می‌ گوید بازی نمی‌ کردی ما هم کمتر می‌ خوردیم

 

ماجراهای یک پدر متفاوت

فرق پدر بودن یک بازیگر با پدرهای دیگر این است که ناخواسته گاهی برای فرزند خود چیزهایی را کم می‌گذارد که همسرش باید آنها را جبران کند. مثلا گاهی آن زمان که باید حضور داشته باشی، نیستی. درست زمانی که به تو احتیاج است و باید انجام وظیفه کنی، به خاطر مشغله کاری نمی‌توانی حضور داشته باشی و مادر جور تمام این نبودن‌ها را می‌کشد.

 

 

دوراهی وجدان شخصی و نگاه خانواده

سال گذشته مجبور شدم کاری را در شهرستان به خاطر یک دوست بازی کنم. خانواده‌ من تهران بودند. آن زمان کار دیگری به من پیشنهاد شده بود که در تهران فیلمبرداری می‌شد؛ با همان دستمزد. خانم من آن زمان به من گفت که همان دستمزد ولی تهران، چرا کار شهرستان را قبول کردی؟ آن زمان من در فکر این بودم که برای دوستم که اولین تجربه کارگردانی‌اش بود، قدم پیش بگذارم. کار تهران با بازیگر دیگری فیلمبرداری شد که کار بسیار موفقی هم از آب درآمد اما کار شهرستان من با سر زمین ‌خورد. آن زمان خانواده من چیزی نگفتند ولی من باید جوابگوی وجدان خودم باشم و با گفتن جمله «همیشه اون چیزی که آدم دلش می‌‌خواد نمیشه» خودم را خالی ‌کنم. خیلی مسائل پیش می‌آید که من دغدغه فکری داشته باشم و این دغدغه فکری باعث می‌شود حضوری را که باید، نداشته باشم.

 

 

دغدغه حرفه ای من

من با نقش‌ هایم بسیار صادقانه برخورد می‌ کنم و هیچ وقت به نقش‌ هایی که به من سپرده شده است نارو نزدم، سعی می‌ کنم با صداقت کامل بازی کنم. این مسئله مهم‌ ترین دغدغه من در خصوص حرفه‌ ام است

 

فیلم های سینمایی

● قهرمانان کوچک (۱۳۹۵)
● آدم‌ آهنی (۱۳۹۱)
● مرگ سپید (۱۳۸۹)
● دلقک‌ ها (۱۳۸۸)
● چار چنگولی (۱۳۸۷)
● کلانتری غیرانتفاعی (۱۳۸۷)
● احضار شدگان (۱۳۸۶)
● قاعده بازی (۱۳۸۵)
● سرود تولد (۱۳۸۳)
● ماجراهای اینترنتی (چای نت) (۱۳۸۳)
● من و نگین دات کام (۱۳۸۲)
● روز کارنامه (۱۳۸۱)
● ارتفاع پست (۱۳۸۰)

 

سریال های تلویزیونی

● آقا و خانم سنگی (۱۳۹۴)
● معمای شاه (۱۳۹۴)
● خاتون (۱۳۹۳)
● بازی سرنوشت (۱۳۹۱)
● زمانه (۱۳۹۱)
● پنج کیلومتر تا بهشت (۱۳۹۰)
● چهار چرخ (۱۳۹۰)
● باغ شیشه‌ ای (۱۳۸۸)
● پنجمین خورشید (۱۳۸۸)
● دلقک ماهی (۱۳۸۸)
● سه در چهار (۱۳۸۷)
● قرارگاه مسکونی (۱۳۸۵)
● روز سوم (۱۳۸۵)
● ارث بابام (۱۳۸۴)
● داستان‌ های نوروز (۱۳۷۹)
● بازگشت پرستوها (۱۳۷۵–۱۳۷۶)
● خودروی پلاک ۱۱
● در چشم باد (۱۳۸۲–۱۳۸۷)

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز