کبود » گالری عکس » عکس هوشنگ توکلی و همسرش فریده سپاه منصور + بیوگرافی

عکس هوشنگ توکلی و همسرش فریده سپاه منصور + بیوگرافی

عکس هوشنگ توکلی و همسرش فریده سپاه منصور + بیوگرافی

عکس هوشنگ توکلی و همسرش فریده سپاه منصور + بیوگرافی (1) عکس هوشنگ توکلی و همسرش فریده سپاه منصور + بیوگرافی (2)

هوشنگ توکلی یا هوشنگ گلدوز، (زاده ۱۳۲۷ تهران) همسر فریده سپاه منصور، بازی در تئاتر را از سال ۱۳۴۶ و همچنین حضور در مقابل دوربین را از سال ۱۳۵۵ با فیلم کوتاه زنده به گور کاری از سیامک بیات تجربه کرد. بازی در سینما را از سال ۱۳۶۴ با خانه ابری به کارگردانی اکبر خواجویی آغاز کرد. وی همچنین مدتی مدیر اداره هنرهای دراماتیک بود.

 

فریده سپاه‌ منصور (زاده ۱۳۲۶ در تهران) بازیگر سینما و تلویزیون اهل ایران است. وی همسر هوشنگ توکلی از بازیگران تئاتر و سینما و تلویزیون می‌باشد.

وی از سال ۱۳۴۹ تا سال ۱۳۶۱ در تئاتر فعالیت داشت. پس از آن به سینما و تلویزیون روی آورد. از مهم‌ترین فیلم‌هایی که وی در آن به ایفای نقش پرداخته می‌توان به کتاب قانون و مارمولک اشاره کرد.

 

فیلم‌شناسی

  1. پدر آن دیگری (۱۳۹۳)
  2. آسمان محبوب (۱۳۸۸)
  3. ده‌رقمی (۱۳۸۷)
  4. کتاب قانون (۱۳۸۷)
  5. طهران تهران (۱۳۸۷)
  6. قاعدهٔ بازی (۱۳۸۵)
  7. شوریده (۱۳۸۳)
  8. گل یخ (۱۳۸۳)
  9. مارمولک (۱۳۸۲)
  10. مهمان مامان (۱۳۸۲)
  11. زمانه (۱۳۸۰)
  12. مسافر ری (۱۳۷۹)
  13. تابلویی برای عشق (۱۳۷۶)
  14. ساحره (۱۳۷۶)
  15. فصل پنجم (۱۳۷۵)
  16. آهوی وحشی (۱۳۶۹)
  17. تابستان ۵۸ (۱۳۶۸)
  18. دخترک کنار مرداب (۱۳۶۸)
  19. صنوبرهای سوزان (۱۳۶۸)
  20. ردپایی بر شن (۱۳۶۶)
  21. معصومیت از دست رفته (۱۳۸۲)

 

شما به عنوان بازیگر زن زمانی که وارد تئاتر شدید با چه مشکلاتی روبرو بودید؟

اگر بخواهیم وارد مشکلات بشویم باید بگویم مشکلات خیلی زیاد است و وقت هم نیست که یکی یکی آن‌ها را تشریح کنم. ولی هر کاری عشق می‌خواهد. اگر شما تئا‌تر را دوست دارید، باید عاشقش باشید، سختی‌هایش را بگذرانید و غر نزید. ولی به هر حال سختی خودش را دارد و هیچ کاری بدون زحمت نیست. هر کاری به خاطر شرایطی که دارد سخت‌تر و آسان‌تر است. ولی اگر می‌خواهید وارد کاری بشوید باید مطمئن باشید آن را دوست دارید. کار نمایش هم سختی‌هایش خودش را دارد این طور نیست که شما از بیرون می‌بیند. زمین تا آسمان فرق دارد با آنچه شما روی صحنه می‌بینید.

 

خب شما زمانی که وارد فضای تئاتر شدید زمانه دیگری بود. بفرمایید چه تفاوتی وجود داشت برای ورود خانم‌ها به تئا‌تر با شرایطی که در حال حاضر هست؟

من سال ۴۸ تئا‌تر دانشجویی کار می‌کردم. سال ۵۰ به شکل حرفه‌ای تئا‌تر را شروع کردم اما سینما را در سال ۶۱ آغاز کردم. قبل از انقلاب سینما را به عنوان کسی که توی فضا باشم تجربه نکردم بلکه بیشتر تماشاچی‌اش بودم اما چیز خیلی مهمی که اتفاق افتاد این بود که برخلاف همه که این روز‌ها دوست دارند بدوند بازیگر بشوند، آن موقع جرات نمی‌کردیم بگوییم بازیگر هستیم. هر جا می‌رفتم می‌گفتم خانه‌دار هستم. چون آنقدر به چشم بد به ما نگاه می‌کردند که ترجیح می‌دادم نگویم. می‌گفتند یک سپاه منصور هست تئا‌تر کار می‌کند می‌شناسید؟ می‌گفتم نه نمی‌دانم و خودم را می‌زدم به آن راه.

 

یعنی به اسم دیگری می‌رفتید تئا‌تر کار می‌کردید؟

نه به اسم خودم می‌رفتم اما ترجیح می‌دادم نگویم آن دختر بازیگر من هستم. همه جا نمی‌گفتم. مگر اینکه اهل فن بودند که با افتخار می‌گفتم. درست این فضا برعکس الان است. من خانواده‌های خیلی مذهبی می‌بینم که به من می‌گویند یه کاری کن دخترمان بیاید بازیگر بشود.

 

از فعالیت حرفه‌ای‌تان در تئا‌تر و سینما رضایت دارید؟

سعی کردم اشتباه کمتر داشته باشم که احساس پشیمانی نکنم. چون کاری که انجام می‌دهید دیگر قابل جبران نیست.

 

نقشی هست که دوست داشته باشید بازی کنید؟

توی تئا‌تر این احساس خیلی مصداق دارد. نمایشنامه‌ها را که می‌خوانی هی به خودت می‌گویی‌ای کاش این نقش را من بازی می‌کردم. توی ادبیات نمایشی غربی اکثر نقش اول‌ها مال ۴۰ سال به بالا‌ها است چون طرف عاشق شده، ازدواج کرده، بچه دار شده، بسیاری از تجربه‌های زندگی را به دست آورده و حالا می‌تواند شخصیتی چند بعدی ارائه دهد. ولی اینجا غلبه بر جوان هاست.

 

الان حسرت چه نقشی را می‌خورید؟

الان دیگه نه.

 

هیچ شخصیتی در ادبیات و نمایشنامه نیست که شما دوست داشته باشید بازی کنید؟

نه! چون فکر می‌کنم آن نقش‌ها، نقش اول هستند و من دیگر انرژی کار کردن در نقش اول را ندارم. در نتیجه بهش فکر نمی‌کنم چون حسرت به دل می‌شوم.

 

با زمان چطور کنار می‌آیید؟

شما در گذر زمان زندگی می‌کنید هر چقدر تجربه زندگی‌ات بیشتر باشد پخته‌تر هستید. به خصوص اگر بخواهید بازیگر باشید. من حیطه خودم را می‌گویم که باید اطلاعات جانبی داشته باشید. بدون تاریخ و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی نمی‌توانید بازی کنید. بدون این‌ها نمی‌توانید نقش‌ها را تجزیه و تحلیل کنید. این‌ها به آدم ابعاد مختلف شخصیتی می‌دهد و کارتان عمق پیدا می‌کند. وقتی نقشی را به درستی بشناسید مردم که می‌بینند می‌گویند: چقدر شبیه زنی بود که چهار تا کوچه بالا‌تر می‌نشیند. چطور می‌توانم این مشابهت را پیدا کنم؟ در حالی که شما به من یک حجم از یک آدم نشان می‌دهید. یک آدم مجموعه‌ای از یک سری خصوصیات است که شما باید آن‌ها را بشناسید. نه اینکه من بیایم یک سری دیالوگ را بخوانم و بروم و اصلا نفهمم چه می‌کنم.

 

آیا سن و سال روی خلاقیت بازیگر تاثیر می‌گذارد؟

به دلیل تجربه زندگی نه. خود تجربه به بازآفرینی نقش کمک می‌کند. حالا ممکن است دیگر آن انرژی جوانی را نداشته باشید اما تجربه به شما کمک می‌کند که به شخصیتی که بازی می‌کنید عمق بدهید و به این ترتیب کمبودهای آن نبود انرژی جوانی را جبران می‌کنید.

 

شهرت لذت دارد؟

شهرت اصلا لذت ندارد چون دیگر هیچ زندگی‌ات دست خودت نیست.

 

چه سخنی با نسل‌های آینده دارید؟

تحت تاثیر جو پیرامون‌شان قرار نگیرند. خانواده‌هایی هستند که می‌گویند بچه من عاشق بازیگری است. بچه‌اش چند ساله است؟ ده سال. اصلا نمی‌داند بازیگری چیست! اما مامانش دوست دارد. این جو باعث می‌شود که علاقمندان به بازیگری زیاد بشوند، زیرا به حواشی آن علاقه دارند. با هنرپیشه‌ها عکس می‌گیرند، سوار تاکسی که بشوید پول ازت نمی‌گیرند، مصاحبه می‌کنند، سر صف می‌گویند بفرما جلو. همه‌اش حاشیه است و بازیگری این وسط گم و گور می‌شود.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز