کبود » نوشته ها » انشا اذان ، انشا با موضوع اذان و صدای اذان

انشا اذان ، انشا با موضوع اذان و صدای اذان

انشا اذان ، انشا با موضوع اذان و صدای اذان

انشا اذان

انشا اول درباره اذان

اذان می گویند …
از فراز گلدسته های سر به فلک کشیده ی عشق ..
از محفل  گرم  ایمان ُ دل  بی قرار  یار !
از پچ پچ  پدر در گوش  نوزادی نورسیده در خواب ،
و نوید  ملاقاتی دیگر با تو ..

و من گوش می دهم ، همچنان که به عاشق ماندن و عظمت بندگی مخلوق فکر می کنم ..
زمزمه می کنم ..
فریاد می زنم !
و آن وقت اشک ، همان هدیه ی آسمانی ، صورتم را آرام نوازش می دهد ،

انگار وقت  نماز است ..
و لحظه ی دیدار
گفته بودی قبل از ملاقاتمان طاهر باش !
و گفتی از غفلت  من ، از عشق تو !
از فراموشی رسم رفاقت
و گله کردی که چرا رو میزنی به غیر ؟!

تو راست می گفتی
و در های توبه را به روی من گشوده بودی !

ای مهربان ترین مهربانان !
بر سر ِحوض ِ رزقت وضویی ساختم ، آرام و بی آلایش ،
خواستم دوباره از تو بگویم ؛
که یاد ِ رسول پاکت محمد (ص) افتادم ..
ناگاه صلواتی فرستادم و دوباره این اشک بود که مجالم نداد !

گفتی بیا !
بیا که برای بنده های من ، همیشه راه ِ برگشت باز است ، هفتاد هزار فرشته را مامور کردم ..
تا تو را که اشرف  مخلوقات منی ،
تو که بنده ی بازگشته به درگاهمی را شرابی ناب و گوارا دهند از جام سرخ  عشق !

و من قصد کردم که به نماز بایستم ،
خواستم که قامت ببندم ،
در حالی که دستانم را نزدیک صورتم آورده بودم گفتم ..
پروردگارا ، توبه می کنم از گناه ُ کفر !
و پناه می برم به تو و نیت می کنم که دیگر با تو بیعت نشکنم ،
قربتاً الی الله ،
در آن وادی من بودم ُ تو ،
تو بودی ُ من  سبکبال !
پَر می کشیدم به سوی تو
به انتهای بودن ..
و سیر می کردم در آسمان آبی عشقت ،
و رفتم برای رکوع !
سبحان ربی العظیم و به حمده ؛
و از جلوی چشمانم گذشت !
سجده و قنوت و سلام !
ناگهان صدایی در فضا پیچید !
بدان که همه ازآن او هستیم و او نیز ار آن ما !
از آن که تاخت و تاز بادهایش از سمت ِ شمال در دل ِ کوهها نوید  فصل را می دهد ..
از آن که بخشش را سر لوحه آفرینش قرار داد و عشق را ملات و مصالح آن ..
از آن که زن و مرد را آفرید ، تا با عشق بازی بنده هایش ، فراموش کند غم تنهایی خویش را ..
از آن که به تو می گوید : باز آ که در درگه ما باز است هنوز ؛

.

.

.

انشا دوم درباره اذان

با شنیدن صدای اذان احساس می کنم ندای روز قیامت را بخاطر می آورم و ظاهر وباطن خود را برای اجابت این ندا آماده می سازم. چون کسانی که برای پاسخ به این ندا بشتابند همان ها هستند که در روز قیامت به لطف الهی ندا داده می شوند وقتی موذن اذان عشق را در گوش آسمان زمزمه می کند،عظمت حق را بر دلم می نشاند !! ووسوسه های شیطان را از دلم می رهاند.بانگ الله اکبر که سرمی دهد ستون قلبم از بزرگی یاد خدا می لرزد و ندایی از درون مرا می خواند« الا بذکر الله تظمئین القلوب» و می گوی که باید خوشتن را برای نماز آماده سازم.اگر انسان با شنیدن اذان دلش سرشار از شادی وسرور می شود وبا میل و رغبت اورا به پاسخ فرا می خواند باید بداند که در قیامت نیز به بشارت ورستگاری ندا داده خواهد شد به همین دلیل پیامبر (ص) می فرمایند: ارحنا یا بلال بها وبا لنداء الیها ؛ ای بلال !مارابا نماز و ندای دعوت به آن (اذان) راحت ساز؛ زیرا روشنی چشم آن حضرت درنماز بود اذان دعوت برای ملاقات است وهمان گونه که روز قیامت مردم برای عرضه بر خداوند فراخوانده می شوند.دردنیا نیز گویندگان اذان مومنان را به مجلس حضور ومعراج زیارت پروردگار فرا می خوانند.اگر معرفت انسان در این دنیا به حدی باشد که ازاین ندا لذت ببرد در آخرت نیز ازملاقات حضرت حق بی بهره نخواهد بود .زیرا معرفت دراین دنیا به منزله ی بذر مشاهده درآخرت است واگر براثر جهل، حال انسان به گونه ای باشد که این ندا اورا خوش نیاید این امر سبب خواهد شد که ندای روز قیامت نیز خوشاینداو نباشد واگردر این دنیا هنگام شنیدن اذان در زمره غافلان باشد حالش در قیامت مناسب با این غفلت خواهد بود ودر سایر مقامات دین و نوامیس شرع امر به همین منوال است زیرا انسان برهمان چیزی می میرد که برآن زندگی کرده وبرهمان چیزی محشور میشود که برآن مرده وجز آن چه در زمین دل کاشته چیز دیگری درو نخواهد کرد بنابراین کسی که هنگام نماز از وظیفه ی خود دربرابر پروردگار آگاه باشد وبداند که این امر لطفی عظیم از ناحیه ی حضرت حق نسبت به اوست مسلما روشنی چشمش درنماز خواهد بود وهمان گونه که مشتاق ومنتظر مجالس انس با دوستان خویش است نسبت به نماز وگفتگو با پروردگارش نیز چنین خواهد بود وهمان گونه که دعوت دوستانش را برای حضور درچنین مجالسی می پذیرد اذان رانیز که به منزله ی منادی ذات اقدس حق است به گوش جان می شنود وپاسخ می گوید.با شنیدن الله اکبر دلم را متوجه عظمت و بزرگواری ذات اقدس الهی میکنم ودنیا وآنچه را درآن است کوچک می شمارم تا درتکبیرم دروغگو نباشم هرگاه لا اله الا الله را می شنوم هر معبودی جز اورا از لوح دلم محو می کنم رسول خدا را حاضر دیده وبا رعایت آداب حضور آن بزرگوار با نیت خالص به رسالت آن بزرگوار گواهی می دهم هنگامی که به غار وآنچه موجب فلاح ورستگاری وبهترین اعمال است فراخوانده می شوم جانم را به حرکت در می آورم وقلب و قالبم را گسترش می بخشم .پس از این عهدم را با تکبیر وتعظیم ذات اقدس حق تجدیدمی کنم و همچنان که نمازخود را باتکبیراوآغازکردم با تکبیراو نیز پایان می دهم و مبدا خود را از او وبازگشت خودرا به سوی او قرار داده وبرحول وقوه او اعتماد می کنم.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز