کبود » گالری عکس » عکس و بیوگرافی بابک بادکوبه + مصاحبه

عکس و بیوگرافی بابک بادکوبه + مصاحبه

عکس و بیوگرافی بابک بادکوبه + مصاحبه

بابک بادکوبه و همسرش و فرزندش

بابک بادکوبه و پسرش

بابک بادکوبه سریال سفر جادویی در خانه

عکس قدیمی بابک بادکوبه

بیوگرافی بابک بادکوبه بیوگرافی بابک بادکوبه

بابک بادکوبه متولد سال 55 در تهران مجری ، بازیگر و تهیه کننده است.

بابک بادکوبه در یک خانوادهٔ هنری به دنیا آمد. پدر او محمدرضا بادکوبه از تهیه کنندگان با سابقهٔ تلویزیون است. فعالیت در تلویزیون را در ۶ سالگی و بازی در پلاتوهایی به اسم بچه‌ها اینو شنیدید؟ شروع کرد.

 

فیلم و سریال های بابک بادکوبه

در سال ۱۳۶۵ در سریال در خانه اثر مشترک بیژن بیرنگ و مسعود رسام در نقش محسن پسر آقای خورشیدی با اکبر عبدی، شهلا ریاحی و رؤیا افشار هم‌بازی شد. ۲ سال بعد در سریال دیگری به نام همسایه‌ها به کارگردانی بیژن بیرنگ و مسعود رسام بازی کرد. در سال ۱۳۶۹ در فیلم سینمایی سفر جادویی به کارگردانی ابوالحسن داوودی بازی کرد.

 

مجری برنامه کودک – کارهای تبلیغاتی

پس از آن تا سن ۲۰ سالگی، بیشتر به عنوان مجری در برنامه‌های کودک و نوجوان کار کرد؛ برنامه‌هایی مانند تابستانه، پاییزه، سبز، سفید، قرمز و با جوانان. در ۲۰ سالگی از کار اجرا و بازیگری در تلویزیون فاصله گرفت و به همراه پدرش محمدرضا بادکوبه یک مؤسسه فرهنگی هنری را تأسیس کرد و به کار فرهنگی و تبلیغاتی مشغول شد. او در این سال‌ها چندین تیزر فرهنگی اجتماعی را ساخت و برای پخش به تلویزیون برد.

 

بازگشت به تلویزیون

در سال ۱۳۹۳ بابک بادکوبه مجدداً وارد تلویزیون شد و این بار در نقش تهیه کننده. او در این سال برنامهٔ تلویزیونی اینجا آینده را ساخت و اجرای همهٔ قسمت‌ها را هم خودش به عهده گرفت. مجری قسمت پایانی برنامه که شب تحویل سال ۱۳۹۴ پخش شد علی ضیاء بود.

 

برای اینکه از گذشته یادی کرده باشیم گفتگوی کوتاهی با او ترتیب داده ایم که از نظرتان می گذرد
جناب بادکوبه موافقی چند سالی را به عقب بر گردیم و یادی بکنیم از سریال “خانه ما”. زمانی که نقش محسن را بازی کردی چند ساله بودی؟چطوری به آن پروژه ملحق شدی؟
خب به خاطر کار پدرم که تهیه کننده بود با این کارناآشنا نبودم واز شش سالگی هم فعالیت هنری داشتم ولی در سال 64 زمانی که 9ساله بودم در نقش محسن در سریال “خانه ما” به تهیه کنندگی مسعود رسام وبیژن بیرنگ ودر کنار اکبر عبدی وشهلا ریاحی ورویا افشار ودو دوست عزیزم مرتضی وآرش در آن کار بازی کردم.
من کلاس چهارم دبستان بودم وفیلمبرداری سریال هم از اواخر شهریور شروع شد وتا اواخرآذرادامه داشت وچون مصادف بود با زمان با سال تحصیلی من صبحا چون ضبط داشتیم نمی توانستم مدرسه بروم چون تا هشت شب فیلمبرداری داشتیم تازه هشت شب می رفتم منزل ومعلمم ودرسهای همان روز را همزمان با کلاس تعیلم می دیدم.در واقع این کار اولین تجربه حرفه ای من بود ولی بعد از آن کارهای زیادی در زمینه اجرا وبازی وتهیه کنندگی انجام دادم که شما بهتر می دانید.

 

 

یادم نیست سریال چه سالی پخش شد؟
سال 65 و یک بار هم در سال 67 پخش آن تکرار شد.

 
خاطره ای هم از سریال در خانه به خاطر داری؟
بله .در صحنه ای قرار بود ما سه تا بستنی بخوریم حالا فکر کنید وسط زمستان وآن زمان هم که زمان جنگ بود کجا وسط زمستان بستنی پیدا می شد مثل الان نبود که به راحتی همه چی در دسترس باشد وتوی هر خانه ای یکی یک فریزر باشد وبچه ها تمام سال بتوانند همه جور میوه وبستی و….بخورند.برای همین توی سه تا لیوان بستنی کشک ریختند ومن ومرتضی وجواد مجبور بودیم توی ده تا برداشت هی قاشق ،قاشق کشک می خوردیم وتوی آن هوا می لرزیدیم (می خندد)
یک خاطره دیگری که یادم می آید این بود که در سکانسی قرار بود من صابون اختراع کنم وبعد هم گاز بزنم برای همین اکبر عبدی پیشنهاد کرد بابک بد نیست تو یک صابون راس راسی را قبل از فیلمبرداری گاز بزنی ودر واقع ری اکشنش را زمانی که صابون الکی را گاز می زنی جلو دوربین داشته باشی تا کار درست از آب در بیاید.

 
چه اتفاقی می افتد که یک سریال بعد از سالها ماندگار می شود ؟
بله دقیقا الان هم خیلی ها هستند که از آن کار از من می پرسند.به نظر من متن ومحتوای کار بود که او را ماندگار کرد داستان خیلی پیچیده نبود ولی چون با دل ساخته شده بود بر دل هم نشست.

 
الان هم از مرتضی و جواد هم خبری داری؟
بله اتفاقا آرش محمود زاده بازیگر نقش جواد الان قزوین است ومهندسی صنایع خوانده ومشغول است و مرتضی هم که الان صدا و در بخش سیاسی صدا وسیما مشغول به کار است ما هنوز با هم در ارتباطیم واز گذشته زیاد یاد گذشته ها می کنیم.
یاد آن زمان که با هم دعوا می کردیم وبا هم قهر می کردیم و دو تا ما با هم وآن یک تنها می ماند. یادش بخیر چه دورانی بود. چقدر از صبح تا شب با کلی انرژی توی آن حیاط مدرسه که لوکیشن خانه را در آنجا ساخته بودند آتش سوزاندیم ودویدیم. چقدر انرژی داشتیم!

 

ازدواج و فرزند
سال 82 ازدواج کردم ، یک پسر و یک دختر دارم.

 
کلام پایانی …..
من بچه صدا وسیما هستم. دوره آقای هاشمی، دوره آقای لاریجانی بزرگ شدم و دوره آقای ضرغامی دارم کار می کنم خیلی از این کارهایی که می بینید بین برنامه ها کار من است و من از این بابت خیلی خوشحالم.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز