کبود » گالری عکس » جنجال افسانه پاکرو و همسرش + بیوگرافی خواهرش سعیده و عکس

جنجال افسانه پاکرو و همسرش + بیوگرافی خواهرش سعیده و عکس

جنجال افسانه پاکرو و همسرش + بیوگرافی خواهرش سعیده و عکس

عکس و بیوگرافی افسانه پاکرو (3) عکس و بیوگرافی افسانه پاکرو (1) عکس و بیوگرافی افسانه پاکرو (2) عکس و بیوگرافی افسانه پاکرو (4) جنجال افسانه پاکرو و همسرش + بیوگرافی خواهرش سعیده و عکس

افسانه پاکرو متولد ۴ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران است ،یک خواهر بزرگتر به نام سعیده و یک برادر کوچکتر از خود دارد، فوق دیپلم گرافیک دارد ،آرام و کم حرف است ،عاشق بازیگری است و از شهرت بیزار است و بازیگری را فقط به خاطر اینکه بتواند نقش یک انسان متفاوت با خود را بازی کند دوست دارد.

 

ازدواج و همسر افسانه پاکرو

افسانه پاکرو و اشکان خطیبی

برخی سایت ها افسانه پاکرو را همسر اشکان خطیبی معرفی میکنند که صحت ندارد. خانم افسانه پاکرو ازدواج نکرده و مجرد است.

 

خانم پاکرو تولد شما چه روزی است ؟

من در ۴ اردیبهشت به دنیا آمدم اما با اشتباهی که صورت گرفته در همه جا ۱۱ اردیبهشت ثبت شده و من به دلیل اینکه کمتر مصاحبه می کنم، جایی مطرح نکردم و همه ۱۱ اردیبهشت به من تولدم را تبریک می گویند.

 

 

 از حضور خود در سینما برایمان بگویید.

در سال ۸۳ اولین بار با فیلم «محکومین به بهشت» به سینما معرفی شدم، البته یک سال قبل از آن در کلاس های استاد سمندریان شرکت کردم و قرار بود دوره ای از کلاس های آقای  فخیم زاده را بگذرانم که به دلیل حضور در اولین فیلم خود نتوانستم. اما سال ها بعد در سریال «تکیه بر باد» با ایشان همبازی شدم.

 شما در زمینه  نقاشی فعالیت دارید؟

بله. در دانشگاه سوره نقاشی خواندم و یکی از بهترین علایق من همین رشته است. سال هاست کنار بازیگری نقاشی می کنم و به زودی نمایشگاهی از کارهایم خواهم داشت.

نظر خانواده درباره حضور شما در عرصه بازیگری چه بود؟

زمانی که من رشته نقاشی را انتخاب کردم، همه پدر و مادرها اصرار داشتند فرزندانشان پزشکی و مهندسی بخوانند، اما خانواده من با انتخاب من موافق بودند، البته بعدها به آن ها گفتم کاش شما هم اصرار می کردید که من پزشکی بخونم؛ چون به رشته پزشکی نیز علاقه زیادی داشتم و  دو سه سال بعد از بازیگری با تغییر رشته کنکور پزشکی دادم و در همان کنکور اول قبول شدم اما چون تصمیم سختی بود در نهایت بازیگری را ادامه دادم.

 

 نقطه عطف کاری شما چه زمانی بود؟

نمی توانم دقیقا بگویم، چرا که اکثر کارهایی که داشتم با استقبال مواجه شد، «رویای خیس»، «محاکمه»، «تکیه بر باد»، «زاینده رود» و … اما شاید «رویای خیس» طیف گسترده تری از مردم در رده های سنی مختلف را راضی کرد.

 

 موسیقی مورد علاقه شما؟

همه نوع موسیقی گوش می کنم. سنتی هم دوست دارم.

 

مصاحبه با افسانه و خواهرش سعیده

هميشه با هم بوديم

افسانه: به دليل فاصله سني كمي كه داشتيم (يك سال) از بچگي مانند دوقلوها بوديم. لباس هايمان شبيه هم بود. حتي خاطرم است زماني كه سعيده به مهدكودك رفته بود اينقدر اصرار كردم تا من را هم زودتر از موعد به مهدكودك فرستادند. در اصل من دو سال مهدكودك رفتم. يك سال با سعيده، يك سال هم تنهايي. مدرسه هم كه با هم بوديم و دقيقاً تا اول دبيرستان. از آن جا به بعد راهمان تغيير كرد. من به هنرستان رفتم و گرافيك خواندم .

سعيده: من هم تقريباً همين راه افسانه را رفتم. به هنرستان رفتم و كامپيوتر خواندم ولي در ادامه مانند افسانه هنر دغدغه ام شد و به سمت كارگرداني رفتم. حدود ۸ سال است كه عكاسي و فيلمسازي را در كنار هم تجربه مي كنم. حتي به افسانه كار بازيگري هم مي كنيم، البته در كارهاي خودم. پنج فيلم كوتاه ساخته ام كه افسانه در آن بازي كرده ولي دغدغه اصلي من ساختن يك فيلم بلند است. البته رشته هاي ورزشي ما هم يكي بود؛ شنا، تكواندو، ژيمناستيك و…

 

چرا سعيده به سراغ بازيگري نيامد؟

افسانه: راستش سعيده را هر كي مي بيند فكر مي كند بازيگر است. اتفاقاً چندين بار پيشنهاد بازيگري هم داشته اما قبول نكرده است. احساس مي كنم به دليل سختي كاري كه من داشته ام او هم زده شد. در صورتي كه شايد اين فرصت را هر كس داشت به راحتي از دست نمي داد. من هم خيلي اصرار كردم. برادرم هم يكبار در يكي از سريال هاي تاريخي بازي كرد. آن موقع سن كمي داشت. وقتي كارگردان نوع ديالوگ گفتن را برايش توضيح داده بود، چون ديالوگ ها به سبك قديمي بود، گفت نمي توانم اين ديالوگ ها را بگويم. كار را رها كرده و آمده بود.(مي خندد) فكر مي كنم خانواده ام خيلي به اين كار علاقه ندارند. شايد چون محدوديت ها و سختي هاي من را ديده بودند، نخواستند وارد اين حرفه شوند.

سعيده: افسانه درست مي گويد، پيشنهاد زياد داشتم. من دوست داشتم اما آن زمان اصلاً فرصت اين كار را نداشتم. آن موقع زياد دوست نداشتم ولي الان دوست دارم اين كار را به شكل حرفه اي ادامه بدهم. ولي خب الان ديگر پيشنهاد ندارم. البته كار فيلمسازي را بيشتر از بازيگري دوست دارم.

 

با مادرم نمايشگاه نقاشي مي گذارم

افسانه: راستش را بخواهيد من خيلي دوست داشتم نمايشگاه نقاشي برگزار كنم. من دانشگاه نقاشي خواندم. خيلي دوست داشتم آثارم را در معرض ديد عموم بگذارم . اصلاً قبل از بازيگري، بيشترين علاقه ام نقاشي بود. ولي هميشه مشكلي پيش آمده كه نتوانستم اين كار را به سرانجام برسانم. از طرفي مادر من نقاش هستند. نقاش فوق العاده اي هم هستند. ايشان با اين كه تحصيلات آكادميك در زمينه نقاشي ندارند واقعاً عالي كار مي كنند و من كه رشته تحصيلي ام نقاشي بوده از ديدن آثار ايشان متعجب مي شوم. به نظرم استعداد مادرم در نقاشي بيشتر ذاتي است. ايشان حتي كلاس هم نرفته است. انشاءا… تصميم داريم به اتفاق مادرم نمايشگاه براي آثارمان ترتيب دهيم.

سعيده: برعكس افسانه و مادرم من اصلاً در زمينه نقاشي استعداد ندارم. حتي نمي توانم يك خط ساده بكشم.

 

دو برادر براي ازدواج

افسانه: هر وقت حرف ازدواج پيش مي آيد، تصميم مي گيريم با دو برادر ازدواج كنيم كه مجبور نشويم از هم جدا شويم. (مي خندد) ولي تا الان خيلي به شكل جدي به ازدواج فكر نكرده ايم. جدا شدن از همديگر هم برايمان سخت بود. ولي كم كم بايد به اين قضيه جدي تر فكر كنيم.

سعيده: موافقم.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز